ناگفته‌ها؛ یعنی اون چیزی که به جز خودت کس دیگه‌ای ازش خبر نداره، همیشه وجود داره فقط برای آدم‌های مختلف کم و زیاد داره. برای آدم‌های مختلف و البته در زمان‌های مختلف. تا یه مقدارش خوبه، اصلاً باید باشه. از این «یه مقدار» که بیشتر بشه چندان جالب نیست ولی قابل تحمله. اگر این روند باز هم رو به فزونی بگذاره کم کم اذیت کننده می‌شه. و زمانی می‌رسه که وسعت این ناگفته‌ها انقدر زیاد می‌شه که وجود درونی آدم با موجودکالبدیش از سر درماندگی به این نتیجه می‌رسن که یک انفجار نزدیکه. این موقع دیگه  اوضاع خیلی پیچیده و بغرنج می‌شه. حالا دیگه هر چیزی امکان وقوع داره. از همه بدتر این که کلیتِ ناگفته‌هات به حد غیر قابل تصوری دردناک باشه  و چقدر بدتر این که ترکیب این دردها استخوان خرد کن باشد.

دوستان گرامی  با عرض تأسف؛ بازی تمام شد،

خدانگهدارتان تا نمی‌دانم کی …

Komeilian.Hossein@gmail.com