
سالها پیش
ما
بازیگران تئاتری بودیم
در یک شهر بندری دور
در کنار آب
نقش بازی میکردیم
و فراموش نمیکنیم
صدای خندههای شادمانهی کودکان را
وقتی که باید میخندیدند
و صدای خندههای زیر زنان را
وقتی که باید میخندیدند
و مردانی را که هیچ گاه نمیخندیدند
حتی وقتی که باید میخندیدند
سالها پیش
ما
بازیگران تئاتری بودیم
در یک شهر بندری دور
در کنار آب
نقش بازی میکردیم
و به یاد داریم آن شب را
که صدای خندهی شادمانهی کودکان شنیده نمیشد
وقتی که باید صدای خندهی شادمانه شان شنیده میشد
و صدای خندهی زیر زنان شنیده نمیشد
وقتی که باید صدای خندهی زیرشان شنیده میشد
و صدای سکوت مردان شنیده نمیشد
وقتی که باید صدای سکوتشان شنیده میشد
سالها پیش
ما
بازیگران تئاتری بودیم
در یک شهر بندری دور
در کنار آب
نقش بازی میکردیم
و از خاطرمان نمیرود
تمام این سالها را
که نقش بازی نکردیم
وقتی که باید نقش بازی میکردیم
امضاء:
ح.ک – گمشده درترجمه ژاپنی
==—===—-==—-==—-===
پینوشت۱ : به نظر شما پوزشطلبی چقدر میارزد؟ خلاصه سعی کنید که برایتان خیلی بیارزد چون متاع دیگری را برای عرضه ندارم. اگرچه به نظر هیچ عذری پذیرفته نیست ولی این به معنای عدم وجودش هم نیست.
پینوشت۲: تمام کامنتها را که تک تکشان مایهی شرمساری اینجانب است تایید نمودم و در فرصت مقتضی پاسخ خواهم داد.
پینوشت۳ : در پینوشت۱ عرض کردم متاعی برای عرضه ندارم ولی یک بونوس به شما تقدیم مینمایم. یک سند کاملاً محرمانه و البته غیر محترمانه از جناب جمالزاده در ۲۲ سال پیش.





6 comments
Comments feed for this article
اکتبر 17, 2009 در 5:45 ب.ظ
امیررضا تجویدی
سلام جناب جمالزاده عزیز
چه عجب قربان،کم پیدایید؟!
شعر زیبا و پست مدرنی بود!عذرتان هم موجه است
===================
سلام.
توصیف دقیقش ناپیدایی بود نه کمپیدایی.
جمالزاده
اکتبر 18, 2009 در 6:34 ق.ظ
تبسم اديب
سلام.
گرچه جواي كه به نظرت در وبلاگم دادم كمي تا قسمتي خشن است.
ولي خوب چه ميشود كرد ديگر، هر كسي كه جمالزاده نميشود، ديگر داشتيم به نبودنتان عادت ميكرديم (شكلك بدجنسي)
نه راستش عادت نكرديم.
خوب چه پسربچه نازي. ماشالا بديم اسفند دود كنن! (چشمك)
شعرتان بسيار قشنگ بود .
====================
سلام.
من نخوندم كه بگم چقدر خشن هست يا نه. ولي اين نيز بگذرد.
جمالزاده
اکتبر 18, 2009 در 10:55 ق.ظ
تبسم اديب
ديروز ما امروز؟
سالهايي كه بايد نقش بازي ميكرديم اما نكرديم؟
مرداني كه نميخنديدند حتي وقتي بايد ميخنديدند؟
كلاً منظورت از گذاشتن اين پست چي بود؟ يعني چي شد كه اين پست رو گذاشتي؟
=============
سوال مفهومي نداشتيم ها!
جمالزاده
اکتبر 19, 2009 در 5:09 ق.ظ
تبسم اديب
خوب ميتونيد يك تك پا تشريف بياريد ويلاگمون، جواب رو بخونيد. يعني انقد سايهتون سنگين شده حالا ديگه؟
چرا سؤال مفهمومي نداشتيما؟ قانون گذاشتي واسه نظر گذاشتن؟
================
قانون نيست. تبصره است.
جمالزاده
اکتبر 19, 2009 در 5:39 ق.ظ
رها
سلام
نه که ژاپنی ها اصلا نمی دونن اینترنت چیه بیچاره ها! نکه اصلا پیشرفت نکردند(آخی) چه می دونن کافی نت چیه!!شما مجبور بودی با این فقر تکنولوژی بسازی دیگه
به هر حال عذر شما پذیرفته شد فکرکنم گناه داری ( نیشخند) اما دیگه تکرار نشه
دیگه هم از این حرفا که اینجا نیاین وقتتون تلف میشه و اینا نداریم دیگه ها .ما داریم اینجا بدون تعارف حرف می زنیم( عصبانی) چون دوست داریم دوباره بیای و بنویسی شاکی می شیم
ژاپنه تاثیرشو گذاشته ترجمه شعر ژاپنی می ذاری
در ضمن عکست هم بامزه اس اما مشکل منکراتی داره (نیشخند)
=================
آخه ما از اينترنت گذشتهايم. به اونترش رسيديم. از اون جهت. اين شعر هم ترجمه از ژاپني نيست. اسم صاحب مفلوكش زيرشه.
مشكل منكراتي هم اگه داره شما به بزرگي خودتون چشمارو درويش بفرماييد.
جمالزاده
اکتبر 19, 2009 در 11:00 ب.ظ
فتاحی
خب دوست بی معرفت و نا پیدای زیر خاکی!اول خاکتو بتکون بعد بیا تو!
بعدشم این صور قبیحه و تصاویر بی حجابی رو سانسور کن که باعث مفسده نشه
==============
نه ديگه/ بايد ببيني و فساد نكني!
جمالزاده