866
سال‌ها پیش
ما
بازیگران تئاتری بودیم
در یک شهر بندری دور
در کنار آب
نقش بازی می‌کردیم
و فراموش نمی‌کنیم
صدای خنده‌‌های شادمانه‌ی کودکان را
وقتی که باید می‌خندیدند
و صدای خنده‌های زیر زنان را
وقتی که باید می‌خندیدند
و مردانی را که هیچ گاه نمی‌خندیدند
حتی وقتی که باید می‌خندیدند

سال‌ها پیش
ما
بازیگران تئاتری بودیم
در یک شهر بندری دور
در کنار آب
نقش بازی می‌کردیم
و به یاد داریم آن شب را
که صدای خنده‌ی شادمانه‌ی کودکان شنیده نمی‌شد
وقتی که باید صدای خنده‌ی شادمانه ‌شان شنیده می‌شد
و صدای خنده‌ی زیر زنان شنیده نمی‌شد
وقتی که باید صدای خنده‌ی زیرشان شنیده می‌شد
و صدای سکوت مردان شنیده نمی‌شد
وقتی که باید صدای سکوتشان شنیده می‌شد

سال‌ها پیش
ما
بازیگران تئاتری بودیم
در یک شهر بندری دور
در کنار آب
نقش بازی می‌کردیم
و از خاطرمان نمی‌رود
تمام این سال‌ها را
که نقش بازی نکردیم
وقتی که باید نقش بازی می‌کردیم‌

امضاء‌:
ح.ک – گمشده درترجمه ژاپنی

==—===—-==—-==—-===
پی‌نوشت‌۱ : به نظر شما پوزش‌طلبی چقدر می‌ارزد‌؟ خلاصه سعی کنید که برایتان خیلی بیارزد چون متاع دیگری را برای عرضه ندارم‌. اگرچه به نظر هیچ عذری پذیرفته نیست ولی این به معنای عدم وجودش هم نیست‌.
پی‌نوشت۲: تمام کامنت‌ها را که تک تکشان مایه‌ی شرمساری اینجانب است‌ تایید نمودم و در فرصت مقتضی پاسخ خواهم داد‌.
پی‌نوشت۳ : در پی‌نوشت‌۱ عرض کردم متاعی برای عرضه ندارم ولی یک بونوس به شما تقدیم می‌نمایم‌. یک سند کاملاً محرمانه و البته غیر محترمانه از جناب جمالزاده در ۲۲ سال پیش‌.

jamalzadeh