نگاهي بر فيلم “سوپراستار”
نويسنده و كارگردان : تهمينه ميلاني
بازيگران : شهاب حسيني ، فتانه ملكمحمدي ، نسرين مقانلو ، فريبا كوثري ، ليلا زارع ، رضا رشيدپور
خطر لوث شدن : هر آنچه در زير ميآيد ممكن است فصه فيلم يا پايان ماجرا را لو بدهد !
تهمينه ميلاني ، آفرينندهي سوپراستار ، همواره با دو مؤلفهي برجستهي فيلمهايش براي من شناخته شده است . اولين و آشكارترينش زنگرايانه بودن فيلمهاي اوست. اين كه او مدام دغدغهي صحبت از حقوق از دست رفتهي زنان در جامعه را دارد موجب گرديده تا او را به خصوص در چند فيلم اخيرش در حال تكرار ببينيم . نمونهي آشكار اين امر را در فيلم “زن زيادي” مشاهده ميكنيم . مؤلفه دوم آن كه ميلاني خودش به صراحت بيان ميكند برايش خيلي مهم است كه حرفش را در فيلم بزند و البته بارها ديدهايم در اين راه از زير پا گذاشتن فرمها و قالب ها ابايي ندارد. تبلور اين برداشت ناصحيح از مديوم سينما فيلم ” آتش بس” است. كه البته به مدد ستارهها و فضاي كميكش ، در گيشه به موفقيت چشمگيري رسيد. حالا ما با “سوپراستار” ، آخرين ساختهي او در حالي طرفيم كه او به طرز محسوسي از آن دو مؤلفهي فيلمهاي پيشين خود فاصله گرفته است و اين مهم باعث گرديده فيلم جديد او كمي نفس بكشد! لبته با اندكي تأمل درمييابيم كه او از آن دو رويكرد ثابتش جدا نشده است بلكه تنها فاصله گرفته است. اگر چه اين بار شخص اول داستانش را يك مرد بر عهده دارد ولي كوروش قصهي او چند برابر جاذبههايش دافعه دارد و نقش نجات دهندهي او را هم قرار است يك زن ايفا كند . همچنين هنوز اين فيلم نيز از بيان شعار گونه اش رنج ميبرد . با اين همه سوپراستار با تمام مشكلاتش اميدوار كننده از آب در آمده است .
“سوپراستار” روايتگر زندگي آشفته و نابسامان يك فوق ستاره سينما است كه اگرچه از دور زندگي پر رنگ و لعابي دارد ولي هنگامي كه بر دنياي كوچكش غور ميكنيم درمييابيم كه زندگي او مطلقاَ حسرت برانگيز نيست . فيلم قصهي تحول انساني خودشيفته است در اوج زوال اخلاقي و همين خودشيفتگي “كوروش زند” كه حاكي از طي كردن نامناسب پلههاي شهرت است چالش اصلي تحول است . “رها” دختري كه كيستي او در تمام فيلم كم وبيش مورد ابهام است بايد اين وظيفهي خطير را بر عهده بگيرد . چندان مهم نيست كه او دخترش است يا يك كسي كه ميخواهد از موقعيت سوپراستار سوءاستفاده كند و يا حتي يك فرشته ، او قرار است كوروش را با موقعيتي روبرو كند كه به ناصواب بودن بسياري از عقايد و به تبع آن اعمالش پي ببرد.
فيلم با بازي ستودني شهاب حسيني و فتانه ملكمحمدي و همچنين ساختار بيروني جذابي كه دارد به خصوص مخاطبان عادي سينما را ذوق زده ميكند . از لحاظ روند پيشرفت داستان نيز تا زماني كه تعليق هويت رها پر رنگ است فيلم بسيار خوب جلو مي رود ولي با گره گشايي از هويت او در همان ابتداي داستان ، بتدريج رنگ شعارزدگي بر “سوپراستار” سايه ميافكند . از حيث باورپذيري اين تحول، با پرداخت قابل قبولي در داستان روبرو نيستيم . ارجاعات فيلم در مورد تأثير سحرانگيز موسيقي بر تغيير دروني انسانها خوب از آب درنيامده است . روي هم رفته آن سوپراستار منحطي كه ميلاني در ابتداي داستان به تصوير ميكشد تا اين مقدار ساده به زانو در نميآيد . از اين جهت شايد اگر او بر پرداخت بر رذايل اخلاقي “كوروش زند” اغراق نميكرد اكنون مسير تحول نشان داده شده در فيلم را منطقي تلقي ميكرديم.






3 comments
Comments feed for this article
آوریل 21, 2009 در 3:16 ق.ظ
فرشته
سلام
واقعا حیف فیلم های اینچنینی که با کم توجهی و اکران همزمان
دچار بی مهری شدند .
مطلبتون جالب بود.
موفق باشید.
————
سلام. ممنون از درج نظرتون.
جمالزاده
آوریل 21, 2009 در 9:48 ب.ظ
فتاحی
سلام
افتضاح ترین فیلم خانم میلانی از نظر فیلمنامه نویسی!
پایان بندی این فیام مضحک ترین پایان ممکن بود
نقطه قوت:بازی درخشان شهاب حسینی
نقاط ضعف:مضحک بودن پایان بندی و ایرادات کلی و فاحش فیلمنامه!
بازی فتانه ملک محمدی و چسبیده شدن افسانه بایگان به فیلم.البته بازی نچسب و کلیشه ای نسرین مقانلو هم جز نقاط ضعف به حساب میاد
من فیلم رو دوبار تو جشنواره دیدم.از نظر محتوا هیچی نداره.ریتم و فضا سازی و فیلمنامه یعنی کشک!انصافا اگه شهاب حسینی فیلمو با اون درخشش خیره کننده اش نجات نمیداد چی به سرفیلم میومد؟
————————–
سلام. ممنون از درج نظرتون.
جمالزاده
می 10, 2009 در 9:36 ق.ظ
neghin
هنوز نتونستم برم سينما اما در اولين فرصت به ديدن اين فيلم خواهم رفت … در واقع بايد اعتراف كنم خيلي وقته فيلم هاي ايراني نديدم …..